قلیون الکترنیکی - شعر - تاریخچه
کارشناسان موفق شدند یه قلیون الکترونیکی با پورت USB به نام شهاب ۴ طراحی کنن. روش کار به این شکله که قلیون رو با یک سیم به کامپیوتر یا لپ تاپ متصل کرده، سیدی نصب رو گذاشته، طعم مورد نظرتون رو انتخاب میکنین و دکمه NEXT را میزنید. تازه اگر device مورد بحث یعنی همون قلیون رو به صورت اورجینال خریداری کنید، این امکان را خواهید داشت که قلیان خودتان را از طریق سایت مخصوص upgrade هم بکنید. چون فعلا این قلیان با ۵ طعم دو سیب نعنا، دو سیب ، پرتقال، نعنا و خوانسار در بازار عرضه شده و طعمهای جدید هم در راه هستند.
سیستم حرارتی قلیون هم از یک المنت به جای ذغال استفاده میکنه که با برق USB داغ میشه. یک کنترلگر حرارتی هم داره که هر وقت داشت میسوزوند، حرارت رو کم یا زیاد کنیم باهاش .

یک تصویر هم از نحوه نصب قلیون الکترونیکی ببینید:

عشق قلیون
بوي سيب و توتون دو سيبو قليون دو سيبو ذغال لييمو
بوي ياس و ديزي و پياز و نوشابه ي پر گاز و ديزي سرا
عشق قليون منو ديونه كرده منو ديوونه كرده منو بي خونه كرده
ديزي چرب منو بي خونه كرده منو بي معده كرده منو بي كله كرده
قليون جان كن عنايت تا كنم من تو را چاق
بكشم از ني تو چو اگزوز دود بي آق
آواره ي تهرون ميتونم باشم
غريب وتنها مي تونم باشم
من بي قليون نمي تونم نمي تونم نمي تونم
تاريخچه قليون
در آغاز هزاره سوم قبل از ميلاد، حوالي عصر يخبندان يعني در دوره ژوراسيك بود كه يكي از نوادگان حضرت آدم براي اولين بار قليان را اختراع كرد. اين اختراع تحولي را در عرصه چايخانه ها و قهوه خانه ها ايجاد نمود به طوريكه انسانهاي اوليه براي ديدن و احيانا كشيدن قليان، مدتهاي مديدي را در صفهاي طولاني مي ايستادند تا شايد بتوانند «پُكي» به قلیان بزنند. آنها بعد از کشیدن اولین قلیان زندگیشان، طرح آن را روی سنگ و لوح های گلی می کشیدند و برای ترویج فرهنگ قلیان کشی این لوح ها توسط بازرگانانِ جاده ابریشم به کشورهای بلوک شرق و غرب و حوزه خلیج همیشه فارس به کمک چاپارها و بعضا عقابهای تیز پرواز فرستاده می شد.
لازم به ذکر است که بگویم اولین قلیونهای اختراع شده به شکل امروزی نبوده و چیزی که شما امروزه به نام قلیون می شناسید، نمونه تکامل یافته قلیون در عصر ارتباطات می باشد و باید خدا را شاکر باشید و یک بسته تنباکو بکشید و ۲ تا دونه صدقه بدهید. چون در گذشته های دور کشیدن قلیان به این سادگی نبوده که هر کجا که خواستید ظرف ۱۰ الی ۱۵ دقیقه قلیان را چاق کنید و کلی هم حال کنید.
حال بیایید برگردیم به ریشه و فوندانسیون کلمه «قلیون». این کلمه برگرفته شده از نام مخترع اصلی آن: «قُلی یومپِل توبیلیوس» (gholi yompel tobiliyoos) که فردی بوده است از دیار «روم». در سالیان دراز این نام به شرح زیر تکامل یافت: «قُلی» به «قِلی» و «یومپل» به «یون» تبدیل گشت و از ترکیب دو واژه فوق کلمه «قلیون» ساخته شد. البته «توبیلیوس» هم بی نصیب نماند و این کلمه نیز بعد از قرنها به کلمه «توتون» و یا «تنباکو» تبدیل گشت.
در برخی از کتب تاریخی معتبر من جمله سفرنامه ابن بطوطه و تاریخ تمدن ویل دورانت نام قلی یومپل توبیلیوس آمده و در این کتب ذکر شده که پدر قلی ایرانی (آریایی) بوده و به نام «بوذرجمهر» (boozahrjomehr) صدایش می زدند. ابن بطوطه در سفرنامه خود می نویسد: «هنگامی که وارد روم شدم از ترس برخود می لرزیدم زیرا رومیان مردمانی خونریز وجنگ طلب بودند و من که به تازگی از ایران که مردمانش جز با خوبی و نیکی با یکدیگر رفتار نمی کردند آمده بودم، کمی ترسیده بودم. با تعجب مشاهده کردم شهردار آنجا که که «آلفرد پلیچیوس نامردیوس» بود با مهربانی از من پذیرایی کرد و به اصرار مرا به خانه خود دعوت کرد و به من گفت که می خواهم کسی را به تو معرفی کنم که به ما مهربانی و عطوفت و دوست داشتن را آموخت. بعد از چند روز انتظار مرا به خانه شخصی برد که به وی «بوذرجمهر یومپل توبیلیوس» می گفتند. من در اولین نگاه وقتی «قلی» فرزند کوچک بوذرجمهر را دیدم دریافتم که وی با بچه های دیگر این خانواده فرق می کند. نگاه های کنجکاوانه و رفتار زیرکانه اش مرا محو خود کرد. من از اینکه خودم را در جمع خانواده ای با فرهنگ و تمدن می دیدم احساس شوق و شعف فراوانی می کردم. آن روز من برای اولین بار با چای و قلیان پذیرایی گشتم. پذیرایی که در تمام عالم هیچ بشری به خود ندیده بود. قلیان وسیله ای بود که وقتی نفسمان را از طریق لوله ای که به آن متصل بود به درون سینه می دادیم صدایی عجیب از خود ایجاد می نمود و به ناگاه مانند اژدهایی از دهانمان دود بیرون می آمد. این دستگاه عجیب را قلی پسر کوچک بوذرجمهر اختراع کرده بود. در ذهنم این سوال پیش آمد که چگونه چنین خانواده ای در میان جامعه ای زندگی می کنند که حرف خود را جز با شمشیر و گرز گران نمی توانند بزنند. بعدها دریافتم که خانواده بوذرجمهر جزو خانواده هایی هستند که از دشت آریا (ایران) دچار عارضه «فرار مغزها» شده اند......».
این قسمتی بود از سفرنامه ابن بطوطه راجع به آشناییش با «قلی یومپل
توبیلیوس»، مخترع قلیان.
البته قلیون هدیه آسمانی است و با چاق نگه داشتن آن شکر گذاریم.
خوش کام باشید .











این هم یکی از اعضای هیئت دو سیب نعنا 